داک فارسی بانک جامع تحقیق آماده و مقالات جهت استفاده عموم الخصوص دانش آموزان و دانشجویان

محبوبترین محصولات

تماس با مدیر 09393453403 50درصد تخفیف ویژه داک فارسی ها عضویت در کانال تلگرام منابع تحقیق از کتب مرجع و معتبر علمی هستند

اطلاعیه فروشگاه

برای ارتباط با مدیر می توانید از شماره 09393453403 و یا ایمیل docfarsi1@gmail.com استفاده نمایید . برای دریافت فایل در تلگرام هم می توانید به شماره 09393453403 پیام ارسال کنید .

تحقیق آماده در مورد بررسی بیع در حقوق ایران

بررسی بیع در حقوق ایران

 عنوان : بررسی بیع در حقوق ایران 

 فرمت : doc - ورد 2003 ( قابل ویرایش و اجرا در کلیه آفیس ها ) 

 تعداد صفحات : 28 صفحه - صفحه آرایی شده آماده چاپ ، صحافی و ارائه 

 فونت های استفاده شده : b titr و  b trafic (دانلود فونت های مورد نیاز) 

 پشتیبانی  :   09393453403 - 24 ساعته پاسخگو شما عزیزان هستیم - محمدی 

فهرست :


مقدمه 3
فصل اول : بیع در قانون ایران 4
تعاریف : 5
ارکان عقد بیع 5
ایجاب و قبول 5
طرفین عقد ( متبایعان ) 6
شرایط عوضین 6
احکام یا آثار بیع 8
انتقال ملکیت 8
تسلیم ( قبض و اقباض[38] ) مبیع 9
ضمان تدارک یا دِرَک مبیع 12
پرداخت یا تأدیه ثمن 13
تقسیمات بیع 13
بیع مطلق 14
بیع شرط 14
ویژگی شرط خیار در بیع شرط 14
آثار بیع شرط در قانون مدنی 15
بیع مؤجل و حالّ 16
بیع صرف و بیع ثمار 16
الف) بیع صَرف 16
ب) بیع ثِمار ( خرید و فروش میوه­ها ) 16
بیع عین، دین، و دین به دین 17
الف) بیع عین 17
ب) بیع دین 17
پ) بیع دین به دین 17
بیع زمانی 18
فصل دوم : بیع در فقه اسلامی 19
اقسام بیع و تعاریف آن : 20
اقسام بیع عبارتست از : 20
فصل سوم 23
پرسش و پاسخ حقوقی : 23
پی نوشت ها 24


مقدمه :


1.مفهوم بيع و تاريخ عقد بيع از سال 752 قبل از ميلاد آغاز مي‌شود، در آنجا كه بشر براي اولين بار در شهر ليد يا در غرب تركيه با مفهوم يك كالاي « واسطه‌اي » به عنوان پول آشنا شده و به ضرب سكه‌هاي طلا و نقره پرداخت، حدوداً 2579 سال پیش. قبل از اين تاريخ بيع بصورت عقد معاوضه يا مبادله كالا با كالا صورت مي‌گرفت. مثلاً 20 سبد يا 20 كيسه خرما در مقابل يك شتر يا يك اسب. لذا مسئله تجارت و مبادله به كندي صورت ميگرفت و پس از پيدايش پول و بكارگيري آن در روابط مبادلاتي ميان اشخاص يا ميان شهرها، دومين انقلاب بزرگ در تاريخ تحول و پيشرفت تمدن بشري، پس از انقلاب كشاورزي يعني آشنايي با كشت دانه‌هاي حبوبات و ميوه‌ها و بهره‌برداري از آنها براي تغذيه، حادث گرديد.
مايه مباهات است اگر اعلام نمايیم كه چهار عدد از سكه‌هاي ضرب شده در [1] Lidia، در حال حاضر در موزۀ ملك[2] وجود دارد.بنابراين به سختي مي‌توان ادعا كرد كه « مفهوم بيع يا عقد بيع با تاريخ اولين روزهاي زندگي اجتماعي بشر همراه است ».

2.در نظام حقوقي كشور ما، در مسائل مدني، اصل اباحه جاري و رايج است، يعني روايا جايز بودن و در فقه يعني مباح و حلال بودن. يعني آزادي اراده كه البته الزامات قانوني استثناء بر اين اصل است. اصل اباحه احتياج به تصريح شارع و قانونگذار ندارد. مانند بيع كالي به كالي[3] كه در قانون مدني راجع به اين مسئله‌ها ماده قانوني در اختيار نداريم ولي جامعه بدان عمل مي‌كند و دولت نيز غالب معاملات خارجي خود را با دولت‌هاي ديگر، بنا بر ضرورت‌هاي اقتصادي به صورت كالي به كالي يا پاياپاي ( [4] Barter ) انجام مي‌دهد. قواي سه‌گانه كشور هم بدان معترض نيستند.

3. در نظام حقوقي كشور ما، انتقال مالكيت مي‌تواند گاه ارادي باشد، گاه قهري[5] مانند ماده 339 در بيع و صدر ماده 875 قانون مدني در ارث.

4. انتقال مالكيت در نظام حقوقي كشور ما گاه به صورت قطعي و مستقر است، گاه به صورت غيرمستقر و متزلزل ( مي‌توان به ماده 362 قانون مدني در باب مالكيت قطعي و مستقر و به ماده 453 قانون مدني در باب خيار[6] مجلس و حيوان و شرط و به ماده 868 قانون مدني در باب مالكيت غيرمستقر و متزلزل مراجعه كرد. )
5. در نظام حقوقي كشور ما، حتي در جايي كه انتقال مالكيت با استناد به مواد 339 و 362 به طور قطعي و مستقر صورت مي‌گيرد، معهذا مي‌توان با درج شروطي، دامنه تصرفات مالك يا خريدار را حتي برخلاف نص صريح صدر ماده 30 قانون مدني، محدود كرد مانند ممنوعيت خريداران خانه‌هاي سازماني در نقل و انتقال ملك خريداري شده، مثلاً به مدت پنج سال يا ده سال. باز هم اشاره مي‌شود كه اين امر ناشي از تراضي طرفين و حاكميت يا آزادي اراده در انعقاد قراردادها مي‌باشد.
6. در نظام حقوقي كشور ما، در آنجا كه طرفين يك قرارداد مي‌توانند توافق خود را حتي برخلاف قواعد و مقررات تكميلي يا تفسيري يا تعويضي تنظيم نمايند ( برخلاف ماده 486 قانون مدني در اجاره و ماده 6 قانون روابط موجر[7] و مستأجر[8] سال 1356 در باب نحوۀ پرداخت اجاره بها )، چرا نبايد بتوانند قرارداد فروش يك آپارتمان را به صورت بيع زماني و

يا مالكيت زماني و برخلاف « بيع مصطلح » يا « بيع عرفي » تنظيم و منعقد نمايند؟ البته اعلام اين نكته در مقالات برخي آقايان اساتيد، كه ما داراي بيع عرفي و بيع مصطلح هستيم به راحتي قابل قبول نيست. بيع مي‌تواند به ده‌ها شكل با ده‌ها شرط منعقد شود، زيرا كه قواعد عقد بيع آمره نيستند و برخي از مصاديق آن را قانون مدني نام برده است. اينكه بيع بايد در قلمرو و محدودۀ بيع مصطلح و عرفي باشد قابل تأمل است. مسائل عرفي و مصطلح با گذشت زمان و ظهور نيازهاي جديد تغييرپذيرند. البته اين نكته را مي‌پذيریم كه قواعد اساسي بيع هميشه بايد رعايت شوند.

7. آن طور كه قبلاً اشاره شده است، ما هنوز در حقوق يا فقه با مفهومي به عنوان بيع مطلق[9] آشنايي نداريم و قاعده‌اي حتي در شكل قول مشهور آن مبني بر غيرمشروع بودن بيع موقت يا مالكيت موقت در اختيار نداريم. اساساً در اين مقطع ذكر اين نكته خالي از فايده نيست كه Timesharing[10] بيع موقت يا مالكيت موقت نيست؛ مالكيت مداوم است كه هر ساله يا هر ماه در زماني معين، اتوماتيك‌ تجديد مي‌شود و مي‌تواند صدها سال تداوم داشته باشد و بعد از فوت مالك نيز مالكيت به ورثه او انتقال مي‌يابد.
8. ما در نظام حقوقي خودمان براي تنظيم قواعد بيع آزادي عمل داريم. حتي تا آنجا مي‌توانيم پيش برويم كه عقد بيعي را منعقد سازيم، تراضي طرفين و توافق اراده‌ها صورت گرفته، ايجاب و قبول حتي به صورت سند رسمي تنظيم يافته، معهذا با درج شرطي به صورت معلق، مانعي در اثر عقد يا انتقال مالكيت ايجاد ‌كنيم ( خانه را به تو،هِبه كردم يا به تو فروختم به مبلغ 80 ميليون تومان به شرط آنكه در مسابقات كشتي در سه ماه ديگر نفر اول بشوي و يا قيمت دلار نصف بشود ، ماده 189 قانون مدني ). حال اگر ما بتوانيم بر اساس شرطي معلق، مانعي حتي در انتقال مالكيت ايجاد كنيم، چرا نبايد بتوانيم با درج شرطي مالكيت را براي دوره معيني از سال منتقل نماييم؟

در ماده 189 اساساً عقد معلق نيست، بلكه حدوث شرط مبهم، نامعلوم و معلق است كه بر عقد تأثير مي‌گذارد. عقد نمي‌تواند معلق باشد و نبايد هم معلق باشد. اگر عقدي به مفهوم معلق داشته باشيم، يعني عقدي هنوز به وجود نيامده است، پس چطور مي‌توان در كنار عقدي كه هنوز موجوديت و تحقق نيافته شرطي را درج يا اضافه كرد؟ اين امر يك سهو قانونگذاري است( در حقيقت بايد گفت كه شرط معلق است و اثر عقد را معلق مي‌نمايد نه خود عقد را. )
9. اگر ما بپذيريم كه قراردادها، در نظام حقوقي كشورمان، بر پايه تراضي[11] طرفين و توافق اراده‌ها در نوع و موضوع عقد منعقد مي‌شوند، لذا هر يك از طرفين قرارداد حق دارد كه براي رسيدن به توافق يا به دلايل خاص خود، از برخي حقوق مالي خود صرف‌نظر نمايد مانند ماده 448 قانون مدني در باب سقوط تمام يا بعضي از خيارات يا اسقاط[12] حق اعتراض و يا عدم اخذ به شفعه در فروش مال غيرمنقول توسط شريك.
اگر قواعد حقوقي ما چنين بافتي را دارد، چرا خريدار نبايد بتواند مال غيرمنقول يا منقولي را خريداري نمايد كه مالكيت او « تداوم » دارد ولي امكان تصرف و بهره‌برداري يا استيفاء[13] منفعت از مال موصوف فقط در مقاطعي از زمان صورت مي‌گيرد؟ در عين حال كه مي‌دانيم حتي خريدار گاه رضايت به بيعي مي‌دهد كه فروشنده حق فسخ معامله را دارد و مالكيت خريدار در مدت اعتبار خيار، مالكيتي است متزلزل و غيرمستقر ( ماده 188 قانون مدني ).
پس از بيان اين مقدمه و نكات مورد نظر، اينك وارد بحث اصلي مي‌شويم و در خاتمه به نتيجه‌گيري مي‌پردازيم.

منابع :


[1] . لیدیا
[2] . موزۀ مرحوم حاج آقا حسين ملك
[3] . بيع دين به دين، پایاپای
[4] . مبادله پاياپاى، تهاترکردن، پاياپاى معامله کردن
[5] . بالاجبار، تحت تأثیر و فشار نیروی خارجی
[6] . داشتن اختیار، مخیر بودن در امری
[7] . اجاره دهنده
[8] . اجاره کننده
[9] . غیر موقت
[10] . اشتراکى کردن وقت، وقت مشترک
[11] . توافق و همفکری بر سر چیزی
[12] . ساقط کردن، سلب کردن، از بین بردن حق یا اختیار توسط صاحب حق
[13] . چیرگی یا تسلط پیدا کردن، مستقر شدن
[14] . داد و ستد، خرید و فروش، معامله کردن
[15] . صاحب شدن، مالکیت پیدا کردن
[16] . مبیعی که بهنگام بیع وجود خارجی داشته و یا در زمان تسلیم وجود خارجی پیدا میکند.
[17] . در معاملات معوض به هر یک از دو موضوع مورد معامله گویند؛ غالباً به مالی گویند که از طرف قبول کننده داده میشود (خواه عین باشد خواه غیر عین) و یا مالی که باید از طرف زیان زننده به آسیب دیده جهت جبران خسارت داده شود.
[18] . ایجاد کردن، زمینه سازی.در قانون مدنی و فقه تعریف صریحی ندارد اما به تعبیر فقها در عقود مختلف تعاریف مختلفی دارد.مثلاً در بیع قصد انشاء بایع را گویند.
[19] . چیزی که مورد معامله واقع می شود ( از قبیل : شیء، ملک، ماشین، حیوان و هر چیزی که قابل معامله باشد ).عین موجود در خارج یا عین کلی در ذِمّه که بعنوان معوض و با انتظار دریافت عِوَض معلوم به طرف تملیک میشود.
[20] . وزن کردن
[21] . عرف محل، آن چه که در یک محل بین گروهی خاص رایج است.
[22] . مساحت، اندازه گرفتن
[23] . تعهد شده
[24] . پول یا چیزی که در برابر مبیع گرفته یا داده می شود .
[25] . معامله ای است که شخصی با مال دیگری انجام داده و خود را به دروغ مالک اصلی معرفی میکند حال عمداً یا سهواً.
[26] . نفوذ پذیر، اجازه داده شده از طرف مالک یا فرد دارای اهلیت قانونی
[27] . کلی که وجود خارجی ندارد و وجود اعتباری آن به ذِمّۀ متعهد تعلق یافته است مانند مبیع در بیع سَلَم.ذِمّه حقی است که شخص بر عهدۀ دیگری دارد.
[28] . عقلانی، منطقی، قابل درک و فهم
[29] . کسانی که از طرف وقف کننده حق بهره بردن از منافع مال موقوفه به آنها داده شده است.
[30] . رختن یا آمدن خون
[31] . جدا شده، کوچک شده
[32] . حق بر هم زدن، حق منتفی کردن
[33] . طرفین مورد معامله ( بایع و مشتری )
[34] . تهیه، مهیا کردن، آماده کردن
[35] . طرفین مورد معامله ( بایع و مشتری )
[36] . یک یا هر نفر از طرفین مورد معامله ( بایع و مشتری )
[37] . بی پول، نداشتن استطاعت یا توانایی مالی، ورشکسته، مُعسر
[38] . گرفتن
[39] . دادن، سپردن، واگذار کردن
[40] . امتناع کننده، صرفنظر کننده، پشیمان شده
[41] . دارا، مال دار
[42] . نهایت
[43] . اختیارات مادی یا عملی در چیزی به نحوی که دارندۀ آن اختیار بتواند در آن چیز دخالت قانونی نماید.
[44] . قسمتهایی از مال که از طریق اباحۀ آن به غیر برای منتقل الیه ( حق انتفاع ) حاصل میشود.این انتفاع در فقه و حقوق مدنی غیر از منفعت است.
[45] . شر و ضرر
[46] . قسمت، سهم مُشاع
[47] . مال دیگری، متعلق به دیگری
[48] . وثیقه ، در لغت یعنی گرو گذاشتن
[49] . ظاهری، در ظاهر جانشین یا شبه عقد است اما در ماهیت آثار واقعی عقد را ندارد.در واقع وقتی در بیعی هدف کاربرد حیله ای از حیل باشد و آن بیع فاقد برخی از عناصر بیع باشد و معذالک طرفین آنرا بصورت بیع درآورده باشند گویند بیع یک بیع صوری است و بیشتر به قصد فرار از دِین واقع میگردد.
[50] . بیع توافقی، بیعی که با توافق قیمت در آن تعیین می شود.بیعی که در آن بایع اخبار از رأس المال نکند یعنی قیمت خرید مال را اعلام نکند.
[51] . بیع شفاف، بیعی که در آن فروشنده قیمت اصلی خرید را ذکر کند اما بیشتر از آن قیمت بفروشد.این بیع مثل بیع ربوی است.
[52] . بیعی که در آن بایع قیمت خرید یا رأس المال و هزینه های مربوطه را ذکر میکند اما مبیع را با قیمتی کمتر از قیمت خرید می فروشد.
[53] . بیعی که در آن بایع قیمت خرید یا رأس المال را ذکر میکند و با همان قیمت خرید به فروش میرساند.
[54] .توافق و رضایت عمومی
[55] . زمینهایی که کارایی خود را از دست داده اما میشود دوباره آنها را احیا کرد.
[56] . سود، بهره
[57] . سازش، خاتمۀ دعوا و نزاع
[58] . برقرار ساختن، منعقد کردن، ایجاد نمودن
[59] . Time Sharing
[60] . یکی از مشهورترین کتب متون فقهی است.
[61] . دایرة المعارف یا همان واژگان لغات و متون حقوقی
[62] . عقدی که برای طرفین تعهد ایجاد می کند.
[63] . التزام شخصی است به پرداخت اُجرت معلوم در مقابل عملی( معین بودن طرف شرط صحت جُعاله نیست. )
[64] . عقدی است که بموجب آن طلب شخصی از ذِمّه مدیون به ذِمّه شخص ثالثی منتقل میگردد.
[65] . عقدی که نیازمند اجازه باشد.
[66] . عقدی که بموجب آن یک طرف به طرف دیگر اجازه میدهد از عین مال او مجاناً منتفع گردد و انتفاع از عین با بقاء آن مقدور باشد.
[67] . عقدی که بموجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می سپارد برای اینکه آنرا مجاناً نگهدارد.ودیعه گذار را مودع و گیرنده را مستودع یا امین گویند.
[68] . هدیه، بخشیدن
[69] .
[70] . وابسته، مشروط
[71] . آنچه که تحت اختیار مالک است مانند خانه، زمین و ...

منابع از کتب معتبر علمی می باشد.

لینک دانلود را پس از پرداخت دریافت می کنید .

پرداخت توسط کلیه کارت های عضو شتاب امکان پذیر است .


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 3,900 تومان
کدتخفیف:

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
brrsy_byee_dr_hghvgh_ayran_1849987_6015.zip72.2k





نظرسنجی

از کیفیت محصولات سایت راضی هستید ؟